ادبی

گونه‌ای از داستان که بیش از رویدادها، بر زبان، عمق شخصیت‌ها و ارزش هنری روایت تکیه دارد.

من تنها زنِ بهشت، روزها در باغِ برین گردش می‌کردم و شب‌ها خسته از روز، روی ابرهای طلایی رنگ می‌نشستم.
خیابان شامپیونه. شماره ۳۷ مکرر. هدایت می‌رود تو و در را پشت خود می‌بندد. بلافاصله دو همراهش می‌رسند و به
Zan Ainei - Story by Taraneh Habib
زنی در آیینۀ اتاق من، زنی زندگی می‌کند که نمی‌دانم کیست. در آن قفس تنگ و تاریک، جایی که تنها
داستان نیمه‌بلند آه، استانبول نوشتهٔ رضا فرخ‌فال در وب‌سایت رسمی او منتشر شده و روایت اول‌شخصی از یک ویراستار در
“Suddenly, the Author Himself” By Reza Farokhfal
خوبی آن میخانهٔ آشنا این بود که در آن صدا به صدا نمی‌رسید و کسی حرف‌های آنها را نمی‌شنید. یک
درخت از سبز بودن خسته است - داستان نوشتهٔ دکتر امیر اسماعیل سندوزی
عهد کردم تا، در جان و روحم با من یکی نشدی، تو را بر زمین‎ نگذارم. به هر کجای جهان
Sadegh Hedayat Short Story: Boof Koor
در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به
Sadegh Hedayat Short Story: Zani ke mardash ra gom kard
زرین‌کلاه، دختری محروم از محبت و زیر سایهٔ سرزنش‌های مادر، دل به گل‌ببو می‌بازد. پس از ازدواج، گل‌ببو رفتاری خشونت‌آمیز
A teapot steaming on a kitchen counter with tea glasses and a framed quote on the wall
قابِ چوبی حاویِ پیام ماندگارِ مادربزرگم را بر دیوارِ بالای پیشخانِ آشپزخانه می‌آویزم. فضا از بخارِ آب، مِه‌آلود است. آوازِ
A view through a window overlooking a wooded yard with broken trees and distant farm hills
در سپتامبر سالِ دوهزار و بیست‌ودو که ایران روزهای پیشامِهر را می‌گذرانْد، زندگیِ ما با دو رخدادِ توفانی پُرآشوب شد.
پیمایش به بالا