خانهٔ فرزندان میسرا،
سرای داستان، اندیشه و نشر
از قصه تا داستان
فرهنگ بشر با آفرینش زبان آغاز شد و در روایتها ریشه دواند. آدمها از گزارهها، نگرهها و خواستههای خود، با هنر و مهارت ارابهای به نام «قصه» آفریدند. هنرمندانی خوشذوق نیز بعضی قصهها را به «شعر» آراستند. قصه بر دل مینشست و شعر به کلام رنگ میداد.
مردمان آنها را به ذهن سپردند و نسلبهنسل، سینهبهسینه روایت کردند و از کوران تاریخ و جغرافیا گذراندند. این روایتها چون پارهسنگهایی که با باد و باران از کوه جداشده در رود روزگار جلا خوردند و چون ریگهایی صاف به نام «اُسطوره» به دورهها و سرزمینهای دور رسیدند.
اسطورهها برای مردم نقش کیمیا و جادو داشتند و مایهٔ زایش و پرورش ایدهها میشدند. این روند همچون طبیعت جاری بود تا جامعه از دوران کشاورزی به دنیای صنعت پا گذاشت. دیگر پیامهای پیچیدهٔ زندگی نوین در قصه نمیگُنجید. دوران نوزایی فرا رسید. انسانِ باردار از قصه و اسطوره، «داستان» و سپس «رُمان» را آفرید.
قصه، اسطوره، داستان و رمان، شکلهای گوناگون یک جُنبشند؛ همچون گاری، درشکه، خودرو و فضاپیما که ابزارهای جوراجورِ جابهجایی و سفرند. همچنان که قصه آرام میکرد و در آهنگ شعر، اُسطوره الهام میبخشید، داستان به پیشرفت جامعه شتابی صدچندان داد.
داستاننویسی نوین در غرب پا گرفت و در آموزش اروپا و آمریکا جایگاهی شایسته یافت. حاکمان زبون که از رو شدنِ دست خود میترسیدند، پروبال قصه و شعر را باز گذاشتند ولی جامعه را از داستان باز داشتند. علی راد، نویسندهٔ رمان عشق در بُحران، پایهٔ نیازهای امروز را دانش داستان دانسته و نوواژهٔ «داستانشناسی» را به زبان آورده است.
داستان این خانه چیست؟
نوواژهٔ پیشنهادیِ «داستانشناسی» در رمان عشق در بُحران، زمینهساز ساخت این خانه شد. نگارنده، داستان را اثرگذارترین شیوهٔ آموزش و نافذترین زبان ارتباطی میداند. او میگوید، ”انسانها و جامعهها اگر داستاندان شوند، میتوانند از چشماندازی بلند و ژرف به دنیا نگاه کنند. چنین کسانی جهانوطن و شایستهٔ شهروندیِ جهانِ گستردهٔ ادبیات میشوند.“
نزدیکترین رشته به داستانشناسی، «نویسندگی خلاق» است که در اروپا و آمریکای شمالی، در همهٔ پایههای آموزشی -از پیشدبستان تا دانشگاه- آموخته میشود. از دیدگاه نویسنده، این امر گرانمایه هنوز در دیار شرق به گونهای شایسته به سامانهٔ آموزش راه نیافته است.
در داستانشناسی از دیدگاه کاربردی به مهارتهای داستانسرایی، داستاننویسی، داستانخوانی، نقد، تفسیر و گویندگی داستان میپردازند. داستاندانها با ترفندهای آموخته و پرواز اندیشه، میتوانند نیازهای انسان و طبیعت را بررسی کنند و راهحلهای گوناگون بیابند. داستانشناسها در یافتن و ساختنِ راههای زیست و ارتباط بارور تواناترند.
دارایی این خانه چیست؟
خانهٔ فرزندان میسرا (Mythra) پناهگاهی است برای معرفی کارهای داستانی که در آنها فرهنگ ایرانی نمود دارد، برای دوستی انسانها جشن میگیرد، یا به پیوند آدمها با یکدیگر و با طبیعت میپردازد. در این داستانسرا امکان جستجوی کتابهای داستان، خواندن داستان و طرح اندیشههای داستانی فراهم میشود. اینجا مرکزی است برای آشنایی با داستانشناسی، شناخت داستانشناسان و توانمندسازی نونویسان در نگارش، ویرایش و پراکَنش داستان.
در این سرا داستاندوستان میتوانند دیدگاه خود را با دیگران در میان بگذارند و کارشناسان و آموزگارانِ داستان جایگاهی برای کار و آموزش داشته باشند. پرسش و پیام کاربران در این خانه جایگاهی ویژه دارد.
جایگاه خانه کجاست؟
این خانه چون برگی از کتاب کوششهای فرهنگی جهان و تالاری برای گفتوشنودهای پویای داستانیست. در این سرا نمایشگاهی از کتابها، داستانها و اندیشهها فراهم میکنیم و میکوشیم تا داستاندوستان با داستانشناسی و داستانشناسان آشنا شوند.
خواسته و درخواست ما چیست؟
میخواهیم با چشماندازی به رود جاریِ داستانشناسی، صحنهای برای داستانپردازان بسازیم. خانهٔ فرزندان میسرا دری گشوده تا پذیرای داستاندوستانِ دلسوز انسان و طبیعت باشد. چراغ این خانه با همنشینی و همراهی پویای فرهیختگانِ داستانشناس روشن میشود. از همهٔ دوستداران داستان دعوت میکنیم گرمابخش این خانه شوند و دانهٔ گلهای خود را در بوستان آن بکارند. باشد که با همسازی و همآوازی، دنیا را گلستان کنیم.