آغاز و پگاه —
امیر اسماعیل در ۱۶ فروردین ۱۳۰۷ در مشهد زاده شد. او دانشآموخته دندانپزشکی از دانشگاه تهران است. ریشههای خانوادگی و زیست در فضای فرهنگی مشهد و سپس تهران، از همان ابتدا ذهن او را با هنر، ادبیات و عرفان پیوند زد. او از کودکی دریافت که دستانش به هنر گرایش دارد و در جوانی دریافت که ظرافت دست یک هنرمند دندانپزشک، زمانی به کمال میرسد که با عمق اندیشه و نگاه هنرمندانه صیقل خورده باشد.
چالش و تکاپو —
او از بنیانگذاران دانشکده دندانپزشکی مشهد در سال ۱۳۴۴ بود، اما زیست او هرگز به کالبد درمان محدود نماند. سندوزی میان دقت دندانآرایی و رهاییِ هنر، مسیری یگانه برگزید. او در کنار طراحیهای گرافیکی، کلاژها و تندیسهای نوآورانه، به نوشتن جستارهای فلسفی و داستانپردازی روی آورد تا مفاهیم عمیق انسانی را که در مطب و متن جامعه میدید، در کالبد واژهها و حجمها جاودانه کند.
پویش و آفرینش —
پس از کارهای ارزندهٔ ایشان در پهنهٔ آموزش، درمان و مدیریت دندانپزشکی ایران، دایرهٔ آفرینشهای او از هنرهای تجسمی تا ادبیات داستانی، از جمله رمان «مرزهای مبهم احساس» و داستانهای کوتاه گوناگون گسترده است. کتاب «آمالگام» که به قلم دخترشان، دکتر ترانه سندوزی نوشته شده، مجموعهای ارزشمند از طرحهای گرافیکی دکتر امیراسماعیل سندوزی است که به خوبی تفسیر شدهاند. او با اهدای مطب و آثارش (موزه هنر سندوزی) به ایرانیان، کوشید تا هنرش را میراثی ماندگار برای اندیشیدن به مفاهیم انسانی و درک دردهای بشر کند.
گذار و پژواک —
دکتر سندوزی هماکنون در سندیگو کالیفرنیا، در کنار فرزندش ترانه، به زیست خردمندانهٔ خود ادامه میدهد. او نمونهای از انسانهای فراگیر و چندبُعدی است که علم، هنر و ادبیات را در هم تنیده است. آثار او، بهویژه جستارها و داستانهایش، در کنار اتوبیوگرافی «سرشت سرنوشتم»، منبعی غنی برای درک پیوند میان ماده و معنا در دنیای مدرن است.