روانشناختی
ژانری که بر کشمکشهای درونی، احساسات، حافظه و لایههای پنهان ذهن انسان تمرکز دارد.
داستانی دربارهٔ اروتیسم شرارهای در اعماق وجودش دوید. بهآرامی آغاز کرد به نوازش سر و برجستگیهای بدن دخترک.
ما برهنه بودیم و خاقان سرتا پا در زره و لباس رزم. ما در بستر دراز کشیده بودیم و خاقان
خیابان شامپیونه. شماره ۳۷ مکرر. هدایت میرود تو و در را پشت خود میبندد. بلافاصله دو همراهش میرسند و به
زنی در آیینۀ اتاق من، زنی زندگی میکند که نمیدانم کیست. در آن قفس تنگ و تاریک، جایی که تنها
داستان نیمهبلند آه، استانبول نوشتهٔ رضا فرخفال در وبسایت رسمی او منتشر شده و روایت اولشخصی از یک ویراستار در
خوبی آن میخانهٔ آشنا این بود که در آن صدا به صدا نمیرسید و کسی حرفهای آنها را نمیشنید. یک
نَیِّر از کوچههای پیچدرپیچ برفی میگذشت. با بینی سرخ و پالتوی قهوهای. معلم مدرسه بود. از پنج سال پیش که
فاجعه از وقتی شروع شد که مادر بچهها از حمام برگشت و پا گذاشت روی خرند خانه و دید که
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته میخورد و میتراشد. این دردها را نمیشود به
زرینکلاه، دختری محروم از محبت و زیر سایهٔ سرزنشهای مادر، دل به گلببو میبازد. پس از ازدواج، گلببو رفتاری خشونتآمیز
حاجی مراد بچابکی از سکوی دکان پائین جست، کمر چین قبای بخور خود را تکان داد، کمربند نقرهاش را سفت