آغاز و پگاه —
صمد در ۲ تیر ۱۳۱۸ در محلهٔ چرنداب شهر تبریز، در خانوادهای تهیدست به دنیا آمد. پدرش کارگر فصلی بود و درآمد اندکی داشت و سرانجام برای یافتن کار به قفقاز رفت و دیگر بازنگشت. صمد در چنین فضایی رشد کرد و از کودکی با فقر، نابرابری و دشواریهای زندگی آشنا شد. این تجربهها بعدها در داستانهای او بازتاب یافت.
او تحصیلات ابتدایی و بخشی از دبیرستان را در تبریز گذراند و سپس وارد دانشسرای مقدماتی شد. در هجدهسالگی آموزگار روستاهای آذربایجان شد و تا پایان زندگی کوتاهش در همین مسیر باقی ماند. در همان سالها، همزمان با تدریس، تحصیلات خود را ادامه داد و در رشتهٔ زبان انگلیسی از دانشگاه تبریز فارغالتحصیل شد.
بهرنگی بعدها دربارهٔ رشد خود نوشت که بدون حمایت و امکانات رشد کرده و مانند درختی کمآب، در شرایط سخت بالیده است. این نگاه به زندگی و جامعه، پایهٔ جهانبینی اجتماعی او شد.
چالش و تکاپو —
بهرنگی در روستاهای آذربایجان با واقعیتهای تلخ آموزش و زندگی کودکان روستایی روبهرو شد. او دریافت که کتابهای درسی رسمی با زندگی واقعی کودکان فاصله دارند و آموزش به زبان فارسی برای کودکانی که زبان مادریشان ترکی آذری بود، دشوار است. این تجربهها او را به نقد نظام آموزشی ایران سوق داد.
او علاوه بر تدریس، به جمعآوری داستانها و فولکلور آذربایجان پرداخت و با کمک دوستانش مانند بهروز دهقانی، قصههای محلی را گردآوری و منتشر کرد. در همین سالها فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی او گسترش یافت و بهدلیل دیدگاههای انتقادیاش با فشارهای اداری و محدودیتهای سیاسی روبهرو شد و حتی مدتی از کار تعلیق شد.
بهرنگی معتقد بود ادبیات کودک نباید تنها پند و نصیحت باشد، بلکه باید واقعیتهای زندگی، فقر و بیعدالتی را نیز به کودکان نشان دهد. این دیدگاه در نوشتهها و مقالههای آموزشی او بارها دیده میشود.
پویش و آفرینش —
صمد بهرنگی از اوایل دههٔ ۱۳۴۰ به داستاننویسی پرداخت. نخستین داستانش در سال ۱۹۶۰ منتشر شد و سپس مجموعهای از داستانهای کودک و نوجوان نوشت که بیشتر آنها دارای مضمون اجتماعی بودند.
مشهورترین اثر او «ماهی سیاه کوچولو» است؛ داستانی نمادین دربارهٔ ماهی کوچکی که از برکه بیرون میرود تا جهان را کشف کند. این اثر بهعنوان تمثیلی از آزادی، جسارت و تغییر اجتماعی شناخته شد و بعدها در ایران پیش از انقلاب نیز ممنوع شد.
از دیگر آثار مهم او میتوان به اینها اشاره کرد:
- اولدوز و کلاغها
- اولدوز و عروسک سخنگو
- یک هلو هزار هلو
- ۲۴ ساعت در خواب و بیداری
- تلخون
- پسرک لبو فروش
او همچنین ترجمههایی از شعرهای احمد شاملو، فروغ فرخزاد و مهدی اخوان ثالث به ترکی آذری انجام داد و پژوهشهایی دربارهٔ آموزش و فرهنگ عامه منتشر کرد.
گذار و پژواک —
در شهریور ۱۳۴۷ صمد بهرنگی در رود ارس غرق شد و در ۲۹ سالگی درگذشت. مرگ او از همان ابتدا بحثبرانگیز شد. برخی آن را حادثهای عادی دانستند، اما گروهی دیگر معتقد بودند که مرگ او مشکوک بوده و احتمال دخالت نیروهای امنیتی حکومت پهلوی مطرح شد. این موضوع هرگز بهطور قطعی روشن نشد.
در گزارشهایی که بعدها منتشر شد، همراه او، حمزه فراهتی، ادعا کرد که مرگ بهرنگی حادثهای بوده و او در آب غرق شده است. با این حال، مرگ زودهنگام و فضای سیاسی آن زمان باعث شد بسیاری او را بهعنوان نماد مقاومت و روشنفکری اجتماعی بشناسند.
پس از مرگش، آثار او بیش از پیش منتشر شد و «ماهی سیاه کوچولو» به یکی از مهمترین داستانهای نمادین ادبیات معاصر ایران تبدیل شد. او برای نسل جوان به چهرهای الهامبخش بدل شد و تأثیرش تا سالها پس از انقلاب ۱۳۵۷ ادامه یافت.