فراداستان

گونه‌ای از روایت که آگاهانه به ساختگی بودن خود اشاره می‌کند و خواننده را متوجه ماهیت داستانی اثر می‌سازد.

ما برهنه بودیم و خاقان سرتا پا در زره و لباس رزم. ما در بستر دراز کشیده بودیم و خاقان
خیابان شامپیونه. شماره ۳۷ مکرر. هدایت می‌رود تو و در را پشت خود می‌بندد. بلافاصله دو همراهش می‌رسند و به
“Suddenly, the Author Himself” By Reza Farokhfal
خوبی آن میخانهٔ آشنا این بود که در آن صدا به صدا نمی‌رسید و کسی حرف‌های آنها را نمی‌شنید. یک
پیمایش به بالا