آشنایی
رمان «همهٔ ما شریک جرم هستیم» نوشتهٔ کیومرث پوراحمد، داستان آرش آذرپناه را روایت میکند؛ جوانی از خانوادهای بلندپایه در حکومت پهلوی که برخلاف انتظار، زندگی مرفه و مسیر اداری خانوادهاش را کنار میگذارد و به سپاه دانش میپیوندد. او برای آموزش و خدمت به روستایی خیالی به نام «هجرک» در ناحیهای کویری اعزام میشود؛ روستایی فقیر و محروم که از آب، آموزش و امکانات اولیه بیبهره است. حضور آرش به تدریج زندگی مردم روستا را دگرگون میکند: آموزش، بهداشت و امید به آینده در میان مردم گسترش مییابد. شخصیتهایی چون گلبانو، زنی نیرومند و عملگرا، و دخترش ماهجهان که به کمک آرش به تحصیل دانشگاهی میرسد، در مرکز روایت قرار دارند. در پس این داستان روستایی، نویسنده تصویری از ایران دههٔ ۱۳۴۰ ارائه میدهد؛ دورهای که در آن اصلاحات اجتماعی و آموزشی با امید به پیشرفت همراه است، اما انقلاب ۱۳۵۷ در پایان داستان بهعنوان نقطهٔ گسست و آغاز فروپاشی آن جهان ترسیم میشود.
ارزیابی
ساختار رمان بر روایت اولشخص و تجربههای آرش استوار است و از خلال زندگی او به توصیف تحولات اجتماعی یک روستا و بهطور نمادین جامعهٔ ایران میپردازد. داستان بر تقابل میان سنت و عقلانیت، مذهب و سکولاریسم، و انحصار مردانه در قدرت اجتماعی تمرکز دارد. شخصیتهای زن، بهویژه گلبانو و ماهجهان، نقش مهمی در پیشبرد روایت دارند و نویسنده با برجسته کردن توانایی و استقلال آنان، تصویری ستایشآمیز از نقش زنان در جامعه ارائه میدهد. گفتوگوهای میان آرش، ماهجهان و دیگر شخصیتها بستری برای طرح دیدگاههای اجتماعی و سیاسی فراهم میکند. در کنار روایت اجتماعی، رمان دارای لایهای عاشقانه نیز هست. صحنههای عاطفی و گاه اروتیک، همراه با لحن صریح و بیپرده، به داستان حالتی جسورانه میبخشد. در بخش پایانی رمان، روایت به شکل آشکارتری رنگ سیاسی میگیرد و سرنوشت روستای آبادشدهٔ هجرک به نمادی از سرنوشت ایران پس از انقلاب تبدیل میشود.
بازتاب
این رمان پس از انتشار با توجه گستردهٔ رسانهها و منتقدان روبهرو شد. برخی منتقدان آن را ستایشی آشکار از زنان و نیز چهرههای سیاسی دوران پهلوی مانند فرخرو پارسا و امیرعباس هویدا دانستهاند. از دیدگاه برخی منتقدان، جسارت زبانی و صراحت در بیان مسائل اجتماعی، جنسی و سیاسی از ویژگیهای برجستهٔ کتاب است. در عین حال، شماری از نقدها معتقدند که در فصلهای پایانی، لحن احساسی و انتقادی نویسنده بر انسجام ساختاری رمان غلبه میکند و روایت بیش از آنکه بر شخصیتپردازی متمرکز باشد، به بیان مستقیم دیدگاههای سیاسی نویسنده تبدیل میشود. با این حال بسیاری از خوانندگان و منتقدان، رمان را اثری صریح و بحثبرانگیز دربارهٔ تاریخ معاصر ایران و پیامدهای انقلاب دانستهاند.
