آغاز و پگاه —
سهیل سرگلزایی در زاهدان چشم به جهان گشود و سالهای تکوین شخصیت خود را در مشهد سپری کرد. رشد در جغرافیای شرق ایران و در خانوادهای اهل اندیشه بهعنوان فرزند دکتر محمدرضا سرگلزایی، نخستین بذرهای نگاه تحلیلگرانه و انسانی به مسائل هویت و جامعه را در جان او نشاند.
چالش و تکاپو —
زیست او با مفهوم «سفر» گره خورده است؛ سفرهایی که از جنگلهای شمال تا عمق کویرهای طبس و سمنان امتداد یافتهاند. او سفر را نه تفریح، بلکه نوعی «کتابخوانی» و مواجهه با تکثر سبکهای زندگی میداند که به او جسارتِ نگریستن به زندگی از زوایای پنهان را بخشیده است.
پویش و آفرینش —
آفرینشهای ادبی او آمیزهای از روایت و روانکاوی است. رمان-سفرنامه «به خاطر بوفالوها» (نشر طرحواره) تبلور سفر همزمان او در چابهار و دنیای درون است. همچنین نمایشنامههای «اگه میتونی پیدام کن» و «آینه» بازتاب دغدغههای او در بازنمایی پیچیدگیهای ذهن و هویت انسانی هستند.
گذار و پژواک —
پژواک آثار سهیل سرگلزایی، دعوت به رهایی از دغدغههای روزمره و بازگشت به اصالت تجربه است. نگاه او در ادبیات، مسیری برای درک عمیقتر پیوند میان جغرافیا، روان و داستانشناسی فراهم میکند که در آن هر مسیر، فصلی تازه از خودشناسی است.